|
سلام ببخشید که این مدت با وجود بیکاری آپ نکردم.این روزها اصلا دوست نداشتم وبلاگمو آپ کنم.خودم هم دلیلش را نمیدونم .راستی چقدر زمان زود گذشت. ۲۱ خرداد، انگار همین دیروز بود که آخرین امتحانمون را دادیم و بعدش هم با بچه ها رفتیم بیرون .توی این ایام امتحانات، هر چند که وقت برای خواندن بعضی درس ها به اندازه کافی وجود نداشت اما به خیر و خوبی گذشت . دیروز هم که ۳۱ خرداد بود کارنامه ها را دادند. راستی دیروز آقای حمید رضا ماهی صفت به پاریس آمده بود و برنامه ای زیبا برای ایرانیان مقیم پاریس اجرا کرد.جای شما خالی بود(منظورم کسانی است که در آن جا حظور نداشته اند) + نوشته شده در شنبه یکم تیر 1387 توسط شورای نویسندگان |
+ نوشته شده در شنبه یکم تیر 1387 توسط شورای نویسندگان |
کودکان مکتبخانه ای که از تلقین و تکرار و درس و مشق خسته شده بودند٬ تصمیم گرفتند چند روزی مکتبخانه را تعطیل کنند.
آن یکی زیرک ترین٬ تدبیر کرد که بگویید: اوستا ٬ چو نی تو زرد؟ خیر باشد٬ رنگ تو بر جای نیست این اثر٬ یا از هوا٬ یا از تبی است فردای آن روز همه ی بچه ها بیرون در مکتبخانه منتظر ایستادند تا کودک زیرک٬ کار خود را شروع کند. او در آمدگفت:استادا٬ سلام خیر باشد٬ رنگ رویت زرد فام؟ استاد اگرچه حرف او را رد کردو گفت:چیزی نیست٬ ولی در دلش وهم و خیال اندکی پدید آمد. از در٬ آمد دیگری گقت این چنین اندکی آن وهم شد افزون بدین استاد احساس کرد به راستی بیمار است٬خوابید و چند لحاف روی خود انداخت و ..... مولوی راستی چقدر زمان زود می گذرد بی آنکه ما متوجه آن شویم همین چند روز پیش بود که روز اول سال بود و به مدرسه رفتیم و با دوستان جدید آشنا شدیم حال تنها یک هفته از مدرسه و کلاس درس برایمان مانده است.وقتی به خاطرات مدرسه مان فکر می کنیم به خود می گوییم: چه قدر بچه بودیم٬ چقدر زود گذشت٬ چه روزخوبی بود ٬ چه روز بدی بود ویا هزاران جمله ی دیگر... خوب است سعی کنیم این چند روز باقی مانده را بچه های خوبی باشیم و درس هایمان را به خوبی بخوانیم تا از یک سال درس خواندن نتیجه ی خوبی بگیریم امیدوارم که همه موفق باشند. و ما همیشه می گوییم کاش زمان دیر تر می گذشت!!!!!!!!!!! + نوشته شده در جمعه بیستم اردیبهشت 1387 توسط شورای نویسندگان |
سلام سال نو مبارک. تا چهل پنجاه سال پیش به راه انداختن «میر نوروزی» نیز یکی از آئینهای رایج بودهاست. داستان میر نوروزی این است که در پنج روز آخر سال اداره و فرمانروایی شهر را به فردی از پائینترین قشرهای اجتماعی میسپردند و او نیز چند تن از مردم عوام را به عنوان خدم و حشم و عامل خود انتخاب میکرد و فرمانهای شداد و غلاظ علیه ثروتمندان و قدرتمندان میداد. آنها نیز در این پنج روز حکم او را کم و بیش مطاع میدانستند و تنها در موارد پولی به چانه زدن میپرداختند. پس از آن پنج روز نیز میر نوروزی مطابق سنت از مجازات معاف بود و هیچ کس از او بازخواست نمیکرد که چرا در آن مدت پنج روز چنین و چنان کردهاست. حافظ در این بیت به عمر کوتاه آدمی، عمر کوتاه گل و عمر کوتاه سلطنت میر نوروزی اشاره دارد:
+ نوشته شده در پنجشنبه یکم فروردین 1387 توسط شورای نویسندگان |
بهار داره از راه میرسه و همه ی درختان شکوفه زدند. فرارسیدن بهار و نوروز را پیشاپیش به همه تبریک می گویم + نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386 توسط شورای نویسندگان |
رمان «مهمان مامان» هوشنگ مرادي کرماني به زبان فرانسوي ترجمه و منتشر شد. مرادي کرماني به ايسنا گفت؛ کتاب «مهمان مامان» توسط ماري بل باهايا به زبان فرانسوي ترجمه شده و اخيراً از سوي انتشارات لوهارماتان در اين کشور به چاپ رسيده است.
+ نوشته شده در شنبه یازدهم اسفند 1386 توسط شورای نویسندگان |
سلام
امروز پس از روز ها تحمل هوای ابری آفتاب قدم رنجه فرمود و سری به ما زد. آفتاب خیلی خوبی بود و همه چه ایرانی ها و چه فرانسوی ها از دیدن آفتاب خوشحال بودند و خیابان ها هم شلوغ بود البته جمعه هم هوا آفتابی بود ظاهرا فردا هم آفتابی است.آفتاب از کدوم طرف در اومده سری به ما زده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ شعری هم از فروغ فرخزاد درباره ی آفتاب گذاشتم که ادامه اش در دامه مطلب است بخوانید آفتاب می شود پر از شهاب می شود + نوشته شده در شنبه بیستم بهمن 1386 توسط شورای نویسندگان |
سلام فکر می کنم با نگاه کردن به نظرات پست قبلی متوجه چیز هایی شده باشید. فردی تحت عنوان مدیر بلاگفا نظراتی را به وبلاگ های بچه های مدرسه فرستاده است. گویی فکر کرده خیلی باهوش است.به همین دلیل من متنی را که توسط مدیر واقعی بلاگفا نوشته شده اینجا می نویسم تا این فرد بی هوش به خودش بی آید.
2.مراقب ایمیلها و پیامهای جعلی باشید. + نوشته شده در جمعه دوازدهم بهمن 1386 توسط شورای نویسندگان |
سلام
از این که بیشتر از یک هفته وبلاگمو آپ نکردم عذر خواهی می کنم. البته با توجه به اسم وبلاگم باید هم این طور باشه وگرنه که دیگه درنگ معنی نداره. پس شاید بعضی وقت ها من الکی دیر به دیرآپ کردم که با اسم وبلاگم هم خوانی داشته باشه پیروز و موفق باشید + نوشته شده در سه شنبه دوم بهمن 1386 توسط شورای نویسندگان |
صاحب کافه يي در شهر رن در غرب فرانسه راه حلي دوستانه براي وادار کردن مشتريان خود به رعايت قانون منع استعمال دخانيات يافته است؛ او به افراد سيگاري يک جليقه پشمي مي دهد و از آنها مي خواهد سيگارشان را بيرون از کافه بکشند. گيسگس برارد صاحب «چت کوي بچ» مي گويد؛ «اينکه به يک مشتري بگوييد «برو بيرون سيگارت را بکش،» کمي تند به نظر مي رسد، قرض دادن اين جليقه براي هنگامي که آنها بيرون از کافه سيگار مي کشند، دوستانه تر است.» کافه ها، رستوران ها و کلوپ هاي فرانسه به موجب قوانين سراسري جديد از روز نخست ژانويه مشمول ممنوعيت استعمال دخانيات شدند. برارد نيز 30 جليقه قرمزرنگ با آرم کافه اش آماده کرده تا مشتريان سيگاري کافه را با ملايمت وادارد از قوانين جديد پيروي کنند و از طرف ديگر براي کافه خود تبليغات کند. بعضي از مشتريان کافه او معتقدند خوب بود اين جليقه آستين و کلاه هم داشت تا در مقابل سرما آنها را محافظت مي کرد. بر اساس قوانين ضددخانيات فرانسه، افرادي که در کافه ها سيگار روشن کنند به پرداخت جريمه يي معادل 68 يورو محکوم مي شوند و صاحبان کافه ها و رستوران ها در صورتي که در محل کارشان يکي از مشتريان سيگار بکشد وادار به پرداخت جريمه هاي سنگين تر از 450 تا 750 يورو خواهند شد. امیدوارم که همه از پس این کار بر بیایند به خصوص صاحب کافه ای ها وگرنه ظرف چند روز بر شکست می شن + نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم دی 1386 توسط شورای نویسندگان |
سلام
حتما همگی میدونید که ایام امتحانات ترم هست و همه دانش آموزان در حال درس خوندن هستن خودم هم همینطور چند روز پیش امتحان جغرافی داشتیم شب بود و می خواستم بخوابم که مدام کلمه ی تاج محل در آگرای هند در ذهنم تکرار می شد و نمی گذاشت بخوابم. تاج محل یکی از مکان های دیدنی آسیا به حساب میاد که در درس جغرافی داشتیم.با هر روشی سعی می کردم که خوابم ببره اما این کلمه نمی گذاشت. + نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم دی 1386 توسط شورای نویسندگان |
ارغوان رضايي ، تنيسور 20 ساله فرانسوي ايراني تبار در مرحله فينال تورنمنت تنيس بانوان اوكلند نيوزيلند در2 ست پياپي و با نتايج 2-6 و 2-6 از ليندسي داونپورت ، تنيسور آمريكايي ، سيد يك سابق بانوان جهان شكست خورد. منبع:http://www.jamejamonline.ir + نوشته شده در یکشنبه شانزدهم دی 1386 توسط شورای نویسندگان |
+ نوشته شده در یکشنبه نهم دی 1386 توسط شورای نویسندگان |
شب يلدا ز راه آمـــــــــــد دوبـــــــــاره بگير اي دوست! از غمهـــــــا کناره شب شادی وشـــور و مهربانی است زمـــــــان همدلی و همزبانی است در آن دیدارهــــــــــــا تا تـــــــــازه گردد محبت نیـــــــــــــــز بی اندازه گـردد به هرجا محفلی گرم و صمیمی است که مهمانی درآن رسمی قدیمی است به دور هم تمـــــــــــام اهــــــل فامیل شده بر پا بســــاط میــــوه – آجیل ز خـــوردن خوردنِ این شـــــــــام چلّه شود مهمان حسابی چاق و چلّه!! همــــــــــه با انتظاری عاشقــــــــــانه نظـــــــر دارند ســـــــــوی هندوانه! نشسته با تفاخـــــــــر تــوی سینی کنارش چاقـــــــــــویی را هم ببینی چو گــــــــردد قــاچ قــــاچ آن هندوانه شود آب از لب و لوچـــــــــــه روانه! بســــــاط خنده و شادی فراهـــــــــم اس ام اس می رسد پشت سر هم جوانان آن طرف تـــر جـــــــوک بگویند دل از گرد و غبــــــار غـــــم بشویند کسی را گـــر صدایی نیم دانگ است در این محفل پی تولید بانگ است!! زند بــــــــا "ای دل ای دل" زیـــــر آواز ز بعد آن "هاهاها"یی کند ســـــاز! ببندد چشــــــــم و جنباند ســـرش را بخواند شعـــــــــــــرهای از برش را! چنین با شور و نغمه – شعر و دستان خرامان می رســــــد از ره زمستان شمردم مــــن ز چلّــــــــه تا به نـــوروز نمانده هیچ؛ جز هشتاد و نه روز ! کنـــــون معکــــــــــوس بشمارید یاران که در راه است فصــــــــل نوبهاران.... + نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386 توسط شورای نویسندگان |
پل الوار شاعر معروف فرانسوی(۱۹۵۲-۱۸۹۵م) از مجموعه اشعار او:"اشعاری برای صلح.ای آزادی و پایتخت درد " را می توان نام برد که در این جا قسمتی از شعر ای آزادی برای شما آمده است. بر کوره راه های بیدار بر جاده های گشوده بر میدان های لبریز نام تو را می نویسم بر فضای خالی بی آرزو بر تنهایی عریان بر پله های مرگ نام تو را می نویسم بر تندرستی باز آمده بر خطر ناپدید شده بر امید بی خاطره نام تو را می نویسم و با قدرت یک واژه زندگی را دوباره آغاز می کنم برای شناخت تو زاده شدم تا نام تو را فریاد کنم ای آزادی!!
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386 توسط شورای نویسندگان |
کودک 8 ماههای که هنگام تولد وزنی عادی داشت اکنون با بیش از 18 کیلوگرم وزن و 78 سانتیمتر قد به عنوان یکی از چاقترین کودکان دنیا شناخته شده است. مادر این پسر بچه که اهل شمال چین است، عنوان میکند که او در طول روز بیش از 20 بار تغذیه میشود. او همواره گرسنه است و به خاطر چاقی بیش از حدش نمیتواند روی زمین چهار دست و پا برود و قادر به تحرک زیاد نیست. منبع:همشهری + نوشته شده در شنبه هفدهم آذر 1386 توسط شورای نویسندگان |
فصل خزان پاریس رو به اتمام است و زمستان می رسد.شب ها طولانی تر اند و حدود ساعت ۵ هوا تاریک می شود و تا ساعت ۸ صبح همچنان ادامه دارد.این شب های طولانی و این روز های ابری سرد را بهانه کردیم برای سرک کشیدن به گلستان ادب فارسی خودمان. مباحثه شب با روزبه نقل خواجه عبدالله انصاری خواندنی است می خوانیم عجب عجب شب را با روز مباحثه افتاد و مجادله ی هرچه تمامتر پیش آمد روز سرکشید و گفت: ای شب تو رعیتی و من شاهم.تو ستاره ای و من ماهم.ای شب تو بر خرابه های تاریک چون جغدی و من بر تخت روزگار اسکندر رومی. شب گفت:ای روز بیش از این دراز نفسی مکن و دعوی کسی مکن.تو شورش سر سالکانی.تاراجگر وقت مشتاقانی.تو را حریصان زر پرست اند.مرا سرمستان میکده ی الست اند.تو را غافلان دیر خیز اند و مرا عاشقان اشک ریز اند. شب خیزی کار مردان است و اشک ریزی کار خردمندان است. شب خیزی پاکی است و اشک ریزی چالاکی است. + نوشته شده در جمعه نهم آذر 1386 توسط شورای نویسندگان |
+ نوشته شده در پنجشنبه یکم آذر 1386 توسط شورای نویسندگان |
اعتصاب پاریسی ها را کلافه کرده
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم آبان 1386 توسط شورای نویسندگان |
+ نوشته شده در جمعه بیست و پنجم آبان 1386 توسط شورای نویسندگان |
روز دختران بر همه دختران عزیز مبارک باد روز ولادت حضرت معصومه (س) بر اساس طرح فرهنگسراي دختران، از سوي شوراي عالي انقلاب فرهنگي به عنوان روز دختران نامگذاري شد. + نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم آبان 1386 توسط شورای نویسندگان |
یادت نره دفعه بعد بالش ببری راه آهن هم در اعتصاب باشه... + نوشته شده در یکشنبه بیستم آبان 1386 توسط شورای نویسندگان |
آلبر كامو، نويسندهء فرانسوي در آغازين جملهء كتاب معروفش «افسانهء سيزيف» نوشت: «خودكشي مهمترين مسالهء فلسفي است.» نميتوان اين جمله را به معناي نااميدي او از زندگي تعبير كرد چرا كه او در بيشتر كتابهايش و به خصوص در «افسانهء سيزيف» به چالش با زندگي پرداخته و با نوشتن اين جمله در ابتداي كتاب، اين سوال را مطرح كرد كه «آيا زندگي ارزش زيستن دارد يا نه.» طرح اين پرسش اما به تنهايي نميتواند خوشبيني يا بدبيني كامو به زندگي را تبيين كند. + نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم آبان 1386 توسط شورای نویسندگان |
نشان فرهنگ و ادب فرانسه روزشنبه طي مراسم ويژه اي در تئاتر شهر پاريس، به شهرام ناظري هنرمند سرشناس ايراني اهدا شد.اینجا را کلیک کنید
+ نوشته شده در دوشنبه نهم مهر 1386 توسط شورای نویسندگان |
امشب به احیا در بلوار بینو در پاریس رفتیم.واین هم شعر جالبی که با هم میخوانیم..
وبلاگ خدا را باز خواهم کرد.... به مناسبت اولین شب قدرماه رمضان امسال: سحرگاهان که در خوابی * شعر علیرضا قزوه * التماس دعا + نوشته شده در دوشنبه نهم مهر 1386 توسط شورای نویسندگان |
به مناسبت شروع مسابقات راگبی دیشب یعنی ۶ سپتامبر در ساعت ۹:۴۵ نور افشانی هیجان انگیز و زیبایی در منطقه la défense پاریس برگزار شد .دیشب از سرتاسر پاریس مردم برای دیدن این مراسم به la défense آمده بودند . + نوشته شده در جمعه شانزدهم شهریور 1386 توسط شورای نویسندگان |
+ نوشته شده در پنجشنبه هشتم شهریور 1386 توسط شورای نویسندگان |
دكتر فرگوسن و دو همراه او با بالني به نام ويكتوريا به زنگبار ميروند تا به نقاط كشف نشده آفريقا كه تا كنون پاي آدمي به آنها نرسيده دست يابند. پروفسور ليدنبروك به هنگام ترجمه آثار آرنه ساكنوسم به اين نتيجه ميرسد كه اين آثار ميتوانند راهنماي او در سفري به مركز زمين باشند. باربيكن و اعضاي باشگاه توپخانه بالتيمور نقشه اي براي سفر به ماه طرح ميكنند كه طي آن انسان با استفاده از يك توپ عظيم به ماه پرتاب ميشود. يك بطري كه در دل يك كوسه ماهي قرار داده شده، حاوي يادداشت هايي عمدتا نامفهوم است كه به سه زبان نوشته شده است. با اين حال اين اسناد ممكن است بتوانند ما را به كاپيتان هري گرانت كه بيش از دو سال پيش همراه با كشتي بريتانيا در سواحل آمريكاي جنوبي غرق شده برساند. اين كتاب دنباله از زمين تا ماه است و در آن باربيكن و همراهانش به دور ماه گردش ميكنند. كشتي هايي در اينجا و آنجا غرق ميشوند و تصور بر آن است كه غرق شدن اين كشتي ها كار يك هيولا باشد. دولت آمريكا دكتر پير آرونا و دستيارانش را براي پايان دادن به اين ماجراي اسرارآميز به كار ميگيرد. اين داستان همان ماجراي مشهور كاپيتان نيمو است. فيلياس فاگ شرط ميبندد كه دور دنيا را در هشتاد روز طي كند. اما هنگامي كه با تصور اين كه مظنون به سرقت است مورد تعقيب واقع ميشود، به دردسر ميافتد. ابن داستان ماجراي پنج تني است كه به دنبال محاصره شهر ريچموند در ايالت ويرجينيا در جريان جنگ هاي داخلي آمريكا با بالن از آن شهر فرار ميكنند. طوفان بالن آن ها را به نقطه اي در شش هزار مايلي ميبرد. در اين داستان بار ديگر با كاپيتان نيمو روبرو ميشويم. سزار بايد پيامي را از مسكو به برادرش در ايركوتسك برساند. سروان ميشل استروگوف مردي است كه قرار است اين پيام مهم را از يك سوي سيبري به جانب ديگر آن برساند، جايي كه اينك در تصرف امير بخارا است + نوشته شده در یکشنبه هفدهم تیر 1386 توسط شورای نویسندگان |
ژول ورن را پدر داستانهاي علمي تخيلي ميدانند كه سالهاي سال الهام بخش روياها و ماجراجوييهاي مردم سراسر جهان بوده است. اهميت كار ژول ورن را بايد در روي آوردن او به مخاطبان نوجوان و توجه به نيازهاي فكري آنها جست و نه فقط در پيشگام بودنش در زمينه داستانهاي علمي تخيلي. بخش ديگري از محبوبيت او را نيز ميتوان مرهون شيوه و جنبه علمي كار ورن نسبت به همكاران همعصرش و پيش از او دانست كه با دقتي بينظير درباره جزئيات دست به پژوهش ميزد و عامل واقعگرايي را با يافتن پايهها و مباني علمي موضوعهاي مورد بحث به داستانهاي تخيلي خود وارد مي كرد . دغدغه اصلي ژول ورن، عينيت بخشيدن به افكاري بود كه در واقعيت زمانه اش نميگنجيد و فراتر از مرزهاي علمي و تجربي و آگاهي عصر خود پيش ميرفت . او رمانها و داستانهاي خود را بيشتر در قالب سفرنامههايي جذاب و پر هيجان نوشت و با اين كار به راحتي خواننده بخصوص نوجوان و جوانش را با خود همراه كرد. ژول ورن در سال 1828 در بندر نانت فرانسه به دنيا آمد.پدرش وكيل دعاوي بود. همراه با خانوادهاش در پاريس زندگي كرد و همانجا حقوق خواند. ولي بعد با راهنمايي يكي از خويشاوندانش به حلقههاي ادبي پاريس راه يافت و تحت تاثير ويكتور هوگو و الكساندر دوماي پسر به نمايشنامهنويسي روي آورد. ورن اولين اثر علمي تخيلي خود را به نام سفر بالن در سال 1851 تحت تاثير ادگار آلن پو نوشت. ورن تا پايان عمر به ناشر خود ژول هتزل وفادار ماند و همه آثار خود را براي انتشار به دست اين تاشر سپرد. عمده آثار ورن تا سال 1880 به چاپ رسيد. او در آثار اواخر عمر خود، رفته رفته بدبيني خود را نسبت به سرنوشت تمدن بشري نشان ميدهد و حتي در آخرين داستان او، ارباب جهان (1904) روبر، مخترع آشناي او مبتلا به جنون خودبزرگ بيني ميشود. ژول ورن در 24 مارس 1905 درگذشت. + نوشته شده در یکشنبه هفدهم تیر 1386 توسط شورای نویسندگان |
|
| ||||||